چگونه بفهمیم که عاشق شده ایم؟

Hossein Ghahramani's picture
گردآوری و ترجمه
حسین قهرمانی

عشق می تواند زیبا و در عین حال ترسناک باشد. درک احساسات درونی نسبت به دیگری، می تواند یکی از بخش های دلهره آور عاشق شدن باشد. تشخیص این موضوع که آیا واقعا این احساسات درونی شما می تواند معنایش عشق باشد، نیاز به یک دید بی طرفانه به موضوع دارد. باید به این پرسش پاسخ دهید که چرا برای این شخص بخصوص ارزش قائل هستید و در برابر از دست دادنش چه احساسی خواهید داشت. مشاهدات واقعی خود را از این موضوع با تعاریفی مانند "دوست داشتن"، "عشق" و حتی شاید "شهوت" بسنجید و معنای حقیقی احساسات درونی خود را پیدا کنید.

گام های مقاله
1
با خودتان صادق باشید؛ حس درونی شما چه می گوید؟

اگر اولین واکنش شما به این پر سش این است که: " این دیگه چه سوالیه؟! معلومه که عاشقشم"، باید گفت که در نیمه راه عاشقی قرار گرفته اید اما اگر پاسخ شما با کمی مکث این است که: "ممم ... خب می دونی، قضیه یه جورایی پیچیدست!" در این صورت احتمالا می توانید احساس درونی خود را در میانه ی واژه های "دوست داشتن" یا "شهوت" پی دا کنید. هرچه که هست، عشق نیست.

2
منطقی و بی طرفانه موضوع را بررسی کنید.

خب مسلما آسان نیست که خودتان را از این معادله کنار بگذارید و از بیرون به قضیه نگاه کنید اما سعی کنید. ببینید واقعا چه چیزی را در مورد او دوست دارید. آیا مجذوب لبخند دلربای او شده اید، از سلیقه بی عیب و نقصش به وجد آمده اید و یا راحت و بی پروا بودنش در کنار دیگران را دوست دارید؟ دلایلتان هرچه که هستند، آنها را روی کاغذ بیاورید. تا جای امکان یک لیست بلند و بالا تهیه کنید.

  • نگاهتان می بایست انتقادی هم باشد. هیچکس کامل نیست حتی فردی که دل از شما ربوده و ذهن شما را به شدت به خود درگیر کرده است دارای ویژگی های آزاردهنده ایست که از پس احساسات ملتهب درونی به سختی قابل دیدن است اما در این مقاله هدف ما نیز جز این نیست: کنار زدن این پرده در جستجوی حقیقت. ممکن است طرز برخورد او با دیگران و یا  طرز پوشش او چندان باب میل و سلیقه شما نباشد. البته این ویژگی های ناخوشایند دلیلی بر نفی احساس شما به معنای عشق نیست. در واقع می تواند آب سردی باشد که شعله های آتش درون شما را  تا حدودی خاموش و ذهن شما را به سوی منطق هدایت می کند.
  • لیست خودتان را ارزیابی کنید. آیا لیست شما بیش از حد کوتاه یا بلند است؟ اگر لیست شما بیش از حد کوتاه باشد باید بنشینید و کمی بیشتر فکر کنید. شما نمی توانید ادعا کنید که عاشق کسی هستید در حالی که او را به خوبی نمی شناسید و نمی توانید ویژگی های خوشایند چندانی را در او جستجو کنید. همینطور اگر لیست ویژگی های ناخوشایند شما به رنگ ماشین یا دست خط او خلاصه می شود نشان دهنده این عدم شناخت مناسب شما از فرد مقابل است و خب اسم این احساس درونی را نمی توان عشق حقیقی نامید. 
3
هنگامی که در کنار او هستید ببینید که تفکرات و احساسات شما چگونه هستند.

آیا احساس اضطراب می کنید؟ یا هیجان زده اید؟ آیا قلب شما تند تر از همیشه می زند؟، آیا آسمان آبی تر از همیشه به نظر می رسد و اتفاقات پیرامون کمرنگ تر شده  و به چیزی جز او فکر نمی کنید؟ احساسات اینچنینی معمولا نشانه چیزی نیستند جزعاشق شدن.

4
به رفتار خود با او هنگامی که در کنار دیگران هستید توجه کنید.

آیا تا جای امکان به او  نزدیکی می شوید یا از نزدیک شدن و برخورد های احتمالی دوری می کنید. تمایل به نزدیک شدن بیش از حد نشان دهنده شیفتگی فیزیکی شما به این فرد به خصوص است و اسمش عشق نیست. همچنین اگر حضور او برایتان خوشایند است اما این بودن و یا نبودنش احساسات شما را زیر و رو نمی کند، نمی توان گفت که عاشق شده اید. از سوی دیگر اگر به دفعات با نزدیک شدن و خروج از محدوده یکدیگر و در حال صحبت با دیگران تماس های چشمی برقرار می کنید و همزمان هیجانی در وجودتان احساس می کنید احتمالا عاشق شده اید و به یک رابطه بلند مدت فکر می کنید.  

5
با توجه به احساسات طرف مقابل، شرایط را معنا کنید.

این امکان وجود دارد که او عاشق شما باشد و احساساتی از خود نشان دهد که در این میان احساسات رد و بدل شده برای شما لزوما تعریفش عشق نیست. می تواند تنها یک همدلی ساده باشد که در یک برهه زمانی و در شرایطی خاص به وجود آمده است.

  • احساسات خود را با طرف مقابل در میان بگذارید. اگر به احساسات رد و بدل شده به معنای یک عشق دو طرفه مطمئن نیستید، این موضوع را با طرف مقابل درمیان بگذارید. ابتدا احساساتی  که در جریان است را تایید کنید ( برای مثال: من هم یک حس بخصوصی نسبت به تو دارم) و بگویید که سعی دارید این احساسات رد و بدل شده را بهتر درک کنید و هنگامی که از احساس واقعی خود نسبت به او آگاه شدید او را در جریان خواهید گذاشت. 
6
ویژگی های ناخوشایند او از نظر دیگران، برای شما خوشایند است.
  • این ویژگی های ناخوشایند از نظر شما در واقع ویژگی های منحصر به فردی هستند که تنها او را تعریف می کنند. 
7
سعی می کنید به شخص بهتری تبدیل شوید.

هیچکس کامل نیست و هرکسی نقاط ضعفی دارد که نیاز به بهبود دارند. اما عاشق شدن شما را وادار می کند تا هرچه در توان دارید برای بهتر شدن به کار بگیرید.
شما سعی نمی کنید که هویت خود را تغییر دهید بلکه سعی می کنید بهترین خودتان باشید. 

8
تصور کنید که در صورت از دست دادن او چه احساسی خواهید داشت.

تمایل برای محافظت و پشتیبانی از طرف مقابل و احساس حمایت متقابل نشان می دهد که شما عاشق شده اید. یک احساس درونی که اجازه نخواهید داد اتفاقی بدی برای او رخ دهد و  یا اینکه کسی او را از شما بگیرد. مجموعه این احساسات تعریفش چیزی نیست جز "عشق".

نکته ها: 
  • نیمه ترسناک عاشقی زمانی رخ می دهد که این احساس به دلایل شرایط فرعی مانند احساس تنهایی، نیاز شدید به برقراری رابطه فیزیکی و گاها شهرت و ثروت طرف مقابل شکل گرفته باشد. بهتر است پیش از برقراری روابط عاشقانه با دیگران ابتدا نیاز های بنیادین خود را در زندگی شخصی بر طرف کنید. 

  • این احتمال وجود دارد که احساس عشق دو طرفه نباشد. این موضوع چندان پیچیده نیست، شخصی که شما عاشقانه می پرستید، در دنیای دیگری سیر میکند که علایق شخصی او با شما همخوانی ندارد. مجموعه ای از شرایط و اتفاقات زندگی از کودکی تا بزرگسالی فرد را به اشخاصی با ویژگی های خاص علاقمند میکند. به جای اینکه خود را مطابق با خواسته ها و تمایلات شخص مقابل تغییر دهید، فردی را بیابید که متقابلا به آنچه که هستید عشق می ورزد. 

  • فراموش نکنید که موضوع اصلی این نیست که آیا عاشق شده اید یا نه! موضوع مهم این است که عاشق فرد مناسب شده باشید.  

  • "اگر عاشق دو نفر شده اید، نفر دوم را انتخاب کنید زیرا اگر عاشق نفر اول بودید، عاشق نفر دوم نمی شدید."

منابع

دیدگاه

0

دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه خود، وارد سایت شوید یا ثبت نام کنید