چگونه با ناامیدی مقابله کنیم؟

Hossein Ghahramani's picture
گردآوری و ترجمه
حسین قهرمانی

گاهی شرایط زندگی به گونه ای رقم می خورد که هیچ امیدی به آینده نیست. اما این شرایط ذهنی تنها زاییده ی شرایطی است که در آن گرفتار شده اید. هجوم افکار منفی و سیگنال هایی که از دنیای بیرون به سمت شما پرتاب می شوند نیز شرایط را بدتر کرده است. برای غلبه بر نا امیدی اما راهکار های گام به گامی هستند که می توانند روزنه ی امید را در انتهای این دنیای تاریکی که در آن گرفتار شده اید به شما نشان دهند. پیدا کردن یک راه گریز از شرایطی که در آن گرفتار شده اید، شما را دوباره به آینده امیدوار خواهد کرد. ابتدا یک تصویر واقعی از شرایط و نه یک تصور اغراق آمیز از آنچه رخ داده یا ممکن است در آینده رخ دهد، سپس نگاهی به داشته ها و توانایی های موجود و در پایان، یافتن یک راه گریز از شرایط فعلی. این راه گریز گاهی می تواند تنها تغییر شرایط ذهنی باشد. برای یافتن امید دوباره به زندگی، این مقاله می تواند راهگشا باشد.

بخش اول: تغییر ذهنیت
1
احساسات خود را بروز دهید.

احساس نا امیدی یا درماندگی در چنین شرایطی طبیعی است. برخی از پزشکان معتقدند، رویارویی با این حقیقت که یک هدف بزرگ در زتدگی به یکباره دست نیافتنی شده است، درست به اندازه ی غم از دست دادن عزیزان فرد را دلشکسته و اندوه گین می کند. بنابرین احساس اندوه و ناامیدی شدید کاملا طبیعی است و بهتر است به جای سرکوب احساسات خود، درد و اندوهی که در درونتان است را  بپذید و بروز دهید.

  • از گریه کردن خجالت نکشید یا به گونه ای دیگر احساسات خود را بروز دهید. این موضوع به این معنا نیست که بروز احساسات لزوما می بایست در  فضای عمومی رخ دهد. به هر حال، راه درست این است که به جای سرکوب احساسات، آنها را بروز دهید.
  • با این وجود در بیان احساسات از بدگویی و سرزنش کردن دیگران پرهیز کنید. بدگویی و طعنه زدن به دیگران تنها شرایط را بدتر می کند. مسموم  کردن فضایی که در آن به آنچه خواسته اید نرسیده اید، نه تنها کمکی به شما نمی کند، بلکه دیگر روزنه های امید را نیز می بندد و  امکان رشد یک جوانه ی امید تازه را نیز سخت تر می کند.
  • تمام قصد ما از بروز احساسات این است که بار اندوه سنگینی که بر شانه هایمان سنگینی می کند را به سختی از دوش پایین بکشیم، به کناری بگذاریم و به راه خود ادامه دهیم.

 

2
با یک دورنمای ذهنی به مشکلات نگاه کنید.

در حالی که با تلاطم مشکلات و  شرایط پیش آمده دست و پنجه نرم می کنید، به یکباره ذهن خود را آنچه پیرامونتان است بیرون بکشید و تا جای ممکن به دوردست ترین جای ممکن پرواز کنید. اکنون از دوردست ها به شرایط و مشکلات خود نگاه کنید.

  • از خود بپرسید که مشکل پیش آمده آیا در یک ماه آینده نیز برایتان مهم است؟ در یک سال آینده چطور؟ 10 سال بعد چطور؟ کودکی خود را بیاد بیاورید که معلم یا مدیر مدرسه در حال سرزنش شما هستند. اینکه در آن زمان چقدر احساس ناامیدی می کردید امروز ممکن است برایتان خنده دار باشد. مشکلات امروز شما نیز تنها بخش کوچکی از زندگی هستند که در آینده جایی ندارند.
  • با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده که فردی آرام و منطقی است، در مورد شرایط پیش آمده صحبت کنید. ترجیحا فردی که از شما بزرگتر است؛ فردی که مشکلات اینچنینی را از سرگذرانده و درک درستی از این شرایط دارد می تواند راهنمای خوبی برای یافتن یک روزنه ی امید و رهایی از این وضعیت باشد.
  • نوشتن احساسات جاری می تواند راه خوبی برای بروز احساس ناامیدی، خشم، ترس یا دیگر احساسات منفی باشد. هنگامی که گوش شنوایی برای شنیدن درد های شما در همان لحظه وجود نداشته باشد، این روش می تواند راهی باشد که بار اندوه را از ذهن و درون شما به یک برگه کاغذ منتقل کند. همچنین با این روش افکار پراکنده ی شما نظم بهتری پیدا می کنند و می توان با پیدا کردن راه های جایگزین، دوباره به بهبود شرایط امیدوار شد.
  • میزان فاجعه بار بودن یک رخداد را تشخیص دهید. فجایع انسانی رخداده شده: از دست دادن سرپناه در اثر آتش سوزی یا دیگر بلایای طبیعی، ابتلا به یک بیماری لاعلاج،  جنگ و  دیگر موارد مشابه. اینکه در "آزمون درسی" نمره خوبی نگرفته اید فاجعه محسوب نمی شود. ممکن است در این دام گرفتار شوید که: "این اتفاق هرگز برای من نیفتاده بود". خب حالا افتاده است، اما موضوعی است که به راحتی جبران پذیر است. موضوعات مشابه جبران پذیر دیگری نیز هستند که ما آنها را در زندگی به مانند یک فاجعه تعبیر می کنیم و در حالی که می توانیم با کمی تلاش مشکلات را جل کنیم در  دام نا امیدی گرفتار می شویم.
  • موضوع این نیست که اتفاقات ناگوار پیش آمده را نادیده بگیریم، مهم این است که به جای اینکه خود را دست و پا بسته و نا امید ببینیم برای تغییر شرایط و ایجاد دگرگونی دست به کار شویم. ابراز احساسات درونی حاصل از نا امیدی نیز نباید تبدیل به یک عادت و روشی برای شانه خالی کردن از زیر مشکلات پیش آمده شود. ابراز نومیدی و درمیان گذاشتن مشکلات با نزدیکان و دوستان و در  شبکه های اجتماعی، گاها به ابزاری بدل می شود برای جلب توجه یا یافتن دیگرانی که با هم بر سر گورستان آرزوهایمان زاری کنیم.
  • اینکه آنچه می خواستیم حالا دست نیافتنی شده است نیز همیشه بد نیست؛ شاید شما را به سمت راهی هدایت کند و در این راه اتفاقات بهتری در انتظار شما باشد. گاهی اتفاقات ناگوار تلنگری هستند که شما را از خواب خرگوشی بیدار می کنند. به شما یادآوری می کنند که زندگی کوتاه است و برای تجربه ی بهترین ها و دوست داشتنی ها باید دست به کار شد.
3
برای داشته هایتان هرچه که هست، سپاسگزار باشید.

ممکن است با خود فکر کنید در چنین شرایطی چگونه می توان سپاسگزار بود؟ زندگی روی خوبی به من نشان نداده است و در درونم تنها احساس نا امیدی می کنم. دقیقا این همان جایی است که باید داشته هایتان را مرور کنید. اینکه شرایط چقدر می توانست بدتر باشد. از زاری کردن برای اتفاقات بدی که بر سر شما آمده است دست بکشید و  به چیزهایی خوبی که در زندگی برایتان رخ داده است فکر کنید.

  • حتی رخداد هایی که انسان ها به بدی از آنها یاد می کنند می توانند تاثیر شگفت انگیزی در زندگی فرد داشته باشند. اینکه همچون دوستانتان در خانواده ای ثروتمند بزرگ نشده اید، پدر خود را در کودکی از دست داده اید و مجبور بوده اید از همان آغاز نوجوانی کار کنید شما را در ادامه به فردی مستقل بدل می کند. حتی رویا پردازی های شما برای آنچه دیگران می توانند تجربه کنند و شما نمی توانید در نهایت به رشد خلاقیت فردی کمک می کند. "آنچه شما را نمی کشد، شما را نیرومندتر می کند." تنها کافی است به جای نا امیدی چشم هایتان را بر روی داشته هایتان باز کنید.
  • زندگی نامه ی افراد موفق را بخوانید. یک داستان پر فراز و نشیب از سختی ها که در پایان به موفقیت چشم گیر فرد کمک کرده اند. درس هایی که ازشکست ها گرفته اند، راه هایی که در مقابل صد ها راه بسته ساخته اند و اینکه هرگز نا امیدی آن ها را متوقف نکرده است.
  • تمام موفقیت ها و داشته های خود را هرچه که هستند لیست کنید. در ذهن خود به گذشته سفر کنید و خواهید دید آنچه امروز دارید نیز در گذشته شاید داشتنش ناممکن به نظر می رسیده است. با مرور داشته ها، احساس امید دوباره  در شما جان می گیرد.
4
ذهن را آرام کنید و برای بهبودی به خودتان زمان بدهید.

اینکه اجازه دهید احساسات شما بروز کند یا اینکه بپذیرید ناامید و غمگین هستید، خیلی خوب است. با این وجود، مدام به حال خود تاسف خوردن نیز نمی تواند راه حل مناسبی در بلند مدت باشد. برای رها شدن از دامان اندوه و ناامیدی کمی به خودتان زمان بدهید هرچند که نمیتوان زمان معینی برای رهایی از احساس عمیق ناامیدی مشخص کرد اما هرچه سریعتر ذهن خود را به سمت مثبت فکر کردن هدایت کنید، سریعتر نیز می توانید برای حرکت دوباره به سمت موفقیت برنامه ریزی کنید.

  • کمی زمان برای بهبود وضعیت جسمی و ذهنی خود صرف کنید. برای مدتی کوتاه تماس خود را با جریان اخبار منفی  و حتی شاید دوستان و آشنایان خود قطع کنید. کمی با خودتان خلوت کنید. ذهن شما برای یافتن روزنه ی امید نیاز به آرامش دارد. باید در خلوت خود و به دور از هیاهوی دنیای بیرونی به اعماق درون خود رجوع کنید. از خود بپرسید که واقعا در زندگی چه چیزی می خواهید؟ پاسخ به این پرسش میتواند به شما کمک کند تا مسیر های جدید و جایگزینی برای رسیدن به هدف خود در زندگی پیدا کنید. شاید به این نتیجه برسید که مسیری که در آن گام بر میداشتید و حالا بسته شده است در نهایت اصلا آن مسیری نیست که شما را خوشحال می کند. شاید بتوانید آرامش، خوشحالی و خوشبختی را در جایی دیگر، با شخصی دیگر یا در همین جایی که هستید و با تمام آنچه در دسترس است دوباره پیدا کنید.
  • برای آرام کردن ذهن و یافتن اینکه واقعا از زندگی چه می خواهید و یا چه راه جایگزینی برای رسیدن به هدف شما وجود دارد باید ابتدا خود را از تلاطم دنیای پیرامون خارج کنید. شاید فشار اطرافیان، دوستان، خانواده و حتی جامعه شما را به سمت مسیری هل می دهند که شما هیچ علاقه ای به دنبال کردنش ندارید و حتی شما را برای یافتن راهی که دوستش دارید نیز سردرگم کرده است. سرکوفت های احتمالی، نگاه های نگران و البته از سر خیرخواهی و نصیحت هایی که با منطق نیز همخوان هستند اما با اعماق وجود شما در تضاد هستند، همگی نه تنها هیچ کمکی به آرام شدن ذهن و یافتن امید دوباره در زندگی نمی کنند، بلکه به این احساس نا امیدی نیز دامن می زنند.
  • برای مدتی کوتاه شاید حتی چندین ساعت یا چندین روز خود را از دنیای کنونی خارج کنید. یک سفر کوتاه به مقصدی آرام و به دور از هیاهو و همچنین دور شدن از دنیای دیجیتال (تلفن همراه، تلوزیون، اینترنت و ...). از هرآنچه ذهن شما را نا آرام می کند و انرژی منفی به دنیای شما تزریق می کند باید دور شد.
  • به کار هایی مشغول شوید که ذهن شما را آرام می کند و حس خوبی به شما می دهد: نواختن موسیقی، نقاشی، شعرخوانی و دیگر دوست داشتنی ها. فراموش نکنید که قرار است ذهن خود را آرام کنیم و از آنچه ذهن را به خود درگیر کرده است رها شویم. برای این منظور مدیتیشن می تواند ابزار بسیار سودمندی باشد.
5
به این فکر کنید که موقعیت کنونی چرا رخ داده است و چه چیزی می توان از آن آموخت.

نا امیدی زمانی رخ می دهد که آنچه انتظار داشتید اتفاق بیفتد، در شرایط کنونی اتفاق نمی افتد. گاهی تنها دلیلش بدشانسی است اما در بیشتر مواقع همخوانی نداشتن برنامه ریزی ها و  انتظارات ما با نتیجه نهایی است. 

  • آیا انتظارات شما غیر واقعی بوده اند؟ اینکه تنها زمان کمی به یادگیری یک مهارت اختصاص داده اید و انتظار داشتید که از فرد دیگری با مهارت و صرف وقت و تلاش بیشتر موفق تر عمل کنید، این یک انتظار غیر واقعی است. اینکه در اولین رابطه ی عاشقانه شکست خورده اید، شاید تنها دلیلش کم تجربگی باشد و احساس ناامیدی حاصل از این باشد احتمال پایان یافتن این رابطه با آنچه انتظارش را داشتید همخوانی نداشته است. آنچه اما اکنون آموخته اید این است که روابط عاشقانه از آنچه که فکرش را می کردید متزلزل ترند یا اینکه دوست داشتن همیشه دوطرفه نیست. شاید در آینده با توجه بیشتر به نشانه ها، وارد روابطی شوید که احتمال پایدار تر بودن آنها بیشتر است یا اینکه انتظارات خود را با میزان پایدار بودن یک رابطه همخوان کنید.
  • اینکه انتظار داشته باشید همیشه برنده باشید و باختنی در کار نیست یک انتظار غیر واقعی است، مگر اینکه تعریف بهتری برای باختن داشتن باشید: "کسب تجربه و آمادگی بیشتر برای شرایط مشابه در آینده". روش دیگری که شاید بهتر باشد در پیش بگیرید این است که "برد و باخت دیگر برایتان معنایی نداشته باشد و تمرکز شما بیشتر بر این موضوع باشد که تنها از لحظه لحظه ی یک تجربه لذت ببرید".
  • به خودتان یاد آور شوید: آنچه پیش آمده متعلق به گذشته است، اما اکنون چه می توان کرد؟. مشخص کنید برای موفقیت در هدفی که در پیش گرفته اید به چه چیزهایی نیاز دارید: مهارت بیشتر؟ دانش بیشتر؟ منابع مالی بیشتر؟. احتمال موفقیت چقدر است؟ شاید نیاز باشد که با توجه میزان احتمال موفقیت، روش های متعددی را در نظر بگیرید و تنها با یک شکست یا تنها استفاده از یک روش بخصوص نتیجه گیری نکرد.
  • بپذیرید که در دنیایی زندگی می کنید که هیچ چیز همیشه منصافنه نیست. آنچه نیرومند تر است بر آنچه ناتوان تر است حکم فرمایی می کند. نیروی پرتوان حاصل از طبیعت بی آنکه بداند تعریف شما از منصافانه بودن چیست، آنچه در مسیر ش هست را ویران می کند. برای ادامه یافتن یک زندگی، زندگی جاندار یا جانداران دیگری گرفته می شود. دنیایی که باید برای به دست آوردن چیزی، چیز هایی را فدا کرد. می توانید روزها نا امیدانه از آنچه منصفانه نیست گله مند باشید و زاری کنید یا راهی بیابید برای لذت بردن از داشته ها.
6
همخوان سازی انتظار ها.

اکنون زمان آن رسیده که انتظارات خود را با واقعیت، میزان امکانات موجود و آنچه در توانتان است مطابقت دهید. برای نمونه خیل عظیم افرادی که به امید بازی در  فیلم و شهرت پا در این مسیر می گذارند به ندرت و پس از ناامیدی های بسیار به موفقیت می رسند. واقعیت دنیای بازیگری "نه" شنیدن های بسیار، بازی در نقش های کوچک و در نهایت بازی در نقش های بزرگی است که مکن است هرگز محقق نشود. نمونه ی دیگر بازی فوتبال در سطح اول دنیا است که به فاکتور های بسیاری وابسته است. استعداد، اشتیاق، امکانات ورزشی و بهره گرفتن از بهترین مربی ها می تواند تفاوت میان یک بازیکن فوتبال دلشکسته و یک بازیکن فوتبال در یکی از باشگاه های سطح اول دنیا باشد.

  • از خود بپرسید آیا من برای رسیدن به این هدف عجول هستم؟ رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای بیش از آنچه که فکر می کنید به زمان، تلاش و پشتکار نیاز دارد و برای ادامه ی این مسیر پر فراز و نشیب به آنچنان اشتیاق و علاقه ای نیاز است تا بتواند در گذر از سختی های راه، شما را برای ادامه ی مسیر دلگرم کند.
  • تمام آنچه گفته شد به این معنی نیست که انتظارات خود را در حد توانایی های خود کاهش دهید. شاید اکنون وقت آن رسیده باشد که باید توانایی های خود را برای رسیدن به آنچه انتظار دارید افزایش دهید یا مسیر دیگری را در پیش بگیرید که در آن بیشترین استعداد و اشتیاق را در خود می بینید.
بخش دوم: حرکت
1
به خودتان استراحت بدهید.

خب، شما از کار بیکار شده اید، فردی که عاشقش بوده اید شما را رها کرده است یا دچار آسیب جدی شده اید. آیا معنایش این است که باید به دنبال کار بگردید، وارد رابطه های جدیدی شوید یا در یک مسابقه ی ورزشی شرکت کنید؟ البته که نه! کمی به خودتان و موقعیتی که درگیرش هستید زمان بدهید تا ذهنتان به اندازه ی کافی آرام بگیرد و بتوانید تصمیم های منطقی بگیرید. تصمیم گیری در شرایطی که همچنان از موقعیت پیش امده آشفته هستید، باعث می شود که از روی احساس درماندگی و ناامیدی تصمیم بگیرید و نه از روی منطق و عقلانیت.

  • پیش از حرکت دوباره در مسیر درست به سمت هدف ابتدا اجازه دهید که تنش موجود در درون شما و افراد دیگری که شاید درگیر این موضوع باشند، فروکش کند.
2
برای پذیرش حقیقت تلاش کنید.

این موضوع بخش مهم دیگری در مقابله با احساس ناامیدی است. شما نمی توانید همواره به این موضوع فکر کنید که آنچه اتفاق افتاده است نابخشودنی و غیر منصفانه است. خب شاید حق با شما باشد، اما اتفاقی است که رخ داده و کاری برای برگشت به گذشته از شما ساخته نیست. کاری که اما از شما در شرایط کنونی ساخته است، این است که حقیقت رخ داده را بپذیرید و مسیر جدیدی در پیش بگیرید.

  • پذیرش حقیقت و آنچه رخ داده است آسان نیست و نیاز به تلاش دارد. این حقیقت که دوست، شریک یا همسر شما به شما خیانت کرده است را نمی توان یک شبه هضم کرد. اما باید برای پذیرش این حقیقت تلاش کرد. این مقاله را در صورت تمایل بخوانید: چگونه ببخشیم؟
3
وقت خود را با خانواده و دوستان نزدیک بگذرانید.

مسلم است که وقت گذراندن با خانواده تغییری در حقیقت ایجاد نمی کند اما همدلی و اینکه کسی هست که مشکل شما را درک می کند و از شما پشتیبانی می کند، به شما نیروی دوباره ای می دهد. ممکن است حتی تمایلی به بازگو کردن آنچه برایتان رخ داده است را نداشته باشید اما همین که در کنار کسانی باشید که به شما اهمیت می دهند، شما را برای گذر از شرایط کنونی دلگرم می کند. می تواند حداقل کمکی باشد برای از یادبردن و فروکش احساس خشم و ناامیدی.

  • آنچه برایتان رخ داده است را با هرکسی درمیان نگذارید. در شرایطی که احساس ناامیدی و درماندگی می کنید ممکن است چنان آسیب پذیر شوید که بخواهید برای التیام درد هایتان با دیگران صحبت کنید. اما به یاد داشته باشید که این موضوع ممکن است در آینده مورد سواستفاده قرار بگیرد و حتی وجهه ی شما را در دید دیگران خراب کند.
4
یک برنامه ی جدید.

خب برنامه ی قبلی شما چندان با موفقیت همراه نبوده است. اما این موضوع  که  همه چیز مطابق برنامه به پیش نرود، امری کاملا طبیعی است. کشتی ها نیز در طول مسیر بار ها برای جلوگیری از برخورد با موانع دیده نشده جهت خود را تغییر می دهند. یک راه جدید برای رسیدن به هدف خود در پیش بگیرید. یک راه جدید برای موفقیت کاری، یافتن فرد مناسب برای رابطه ی عاشقانه یا خوشحال و موفق بودن در وضعیت جسمی کنونی.

  • هدف هرچه که هست حالا به یک برنامه ریزی جدید نیاز دارد. یک تغییر رویکرد در زندگی. چگونه می توانید در شرایط کنونی همچنان رویاهایتان را دنبال کنید، شاد باشد و به اوضاع سر و سامان بدهید؟
5
کمک بگیرید.

با افرادی که در موضوعات مشابه موفق هستند صحبت کنید و از آنها کمک بگیرید. اگر به تازگی آموزگار شده اید و  مشکلی هست که نمی دانید چه باید بکنید، با یک آموزگار با تجربه در این مورد صحبت کنید. اگر یک رشته ی هنری را به تازگی شروع کرده اید برای پیشرفت هرچه بیشتر با دیگر هنرمند ها در ارتباط باشید. مشکل هرچه که هست، یک فرد با تجربه می تواند راه حل های خوبی به شما پیشنهاد کند که ممکن است در شرایط سخت کنونی که سردرگم شده اید و ذهنتان آشفته است شما را به مسیر درست هدایت کند.  همچنین در ارتباط با دیگر افراد و جستجو در اینترنت می توانید علاوه بر همدلی و همفکری ببینید شما تنها کسی نیستید که از چنین مشکلی رنج می برید. دانستن این موضوع به تنهایی می تواند ازسنگینی بار مشکل بر دوش شما بکاهد.
 

6
از فرصت های تازه استقبال کنید.

ممکن است مدیریت یک پروژه در زمینه ی شغلی و تحصیلی خود را از دست داده باشید اما پیشنهاد تدریس، خود می تواند فرصتی باشد برای کسب تجربه جدید، آشنایی با افراد مختلف و به دست آوردن اعتماد به نفس لازم برای دنبال کردن اهداف.

  • آشنایی با یک فرد جدید خود می تواند دری باشد به سوی یک فرصت تازه. ارتباط خود را تنها با دایره ی مشخصی از دوستان محدود نکنید.
7
از دیگران الگو بگیرید.

برنده ی جایزه نوبل "آلیس مونرو" تا سن 37 سالگی هیچ کتابی منتشر نکرده بود. "استیو جابز از دانشگاه اخراج شده بود و بازیگر سینما "متیو مک کانهی" پیش از ستاره شدن کارش تمیز کردن مرغدانی ها بود. زندگینامه ی افرادی که برای رسیدن به اهداف خود  با ناامیدی های بزرگ زندگی مقابله کرده اند را بخوانید. اگر موفقیت را در سینی نقره به هرکسی تعارف می کردند دیگر موفق بودن چندان هم ارزشمند نبود.
 

بخش سوم: مقابله با مشکلات مشابه در آینده
1
از اشتباهات خود درس بگیرید.

خب همه چیز آنگونه که فکرش را می کردید پیش نرفته است. آیا این به این معنی است که زندگی شما تباه شده است و دیگر روی خوش به خود نخواهید دید؟ مسلما نه. در هر شرایطی درس هایی برای آموختن هست. شاید در دفعات بعد باید با دید بازتر و به گونه ای دیگر انجامش دهید، شاید نباید به راحتی به هرکسی اعتماد کنید، یا روی چیزی نامطمئن حساب باز کنید. هرچند که درس های زندگی با خود درد و رنج هایی نیز به همراه دارند اما آموختن چنین درس هایی گاهی شما را در برابر مشکلات و رنج هایی به مراتب بزرگ تر واکسینه می کند.
 

2
اهداف و برنامه های خود را با دیگران در میان نگذارید.

ممکن است موقعیت شغلی مناسبی در انتظارتان باشد، با فردی آشنا شده باشید که احساس می کنید قرار است باقی عمر خود را با او شریک شوید یا احساس می کنید آزمون درسی خود را به خوبی پشت سر گذاشته اید. خب می توانید آنچه احساس می کنید را با یک یا دو نفر از دوستان بسیار نزدیک خود در میان بگذارید اما اگر در مورد آنچه ممکن است اتفاق بیفتد با هر دوست و آشنایی صحبت کنید، آنگاه با بالا بردن انتظار ها و اینکه باید به همه این افراد پاسخ گو باشید شما را بیش از حد ناامید خواهد کرد.

  • در آینده در حالی که محتاطانه به آینده خوشبین هستید، شادمانی و موفقیت خود را پس از عملی شدن به دیگران اطلاع دهید.
3
امید را زنده نگه دارید.

بدون در نظر گرفتن اینکه اکنون تا چه حد احساس ناامیدی می کنید،  امید به آینده، همان کلیدی است که برای خوشبختی و یک زندگی پربار به آن نیاز دارید. خوشبین باقی بمانید، نسبت به همه چیز نگاهی مثبت داشته باشید و همواره دیدی رو به جلو در زندگی در پیش بگیرید؛ هرچند که روزنه ی امید کوچک باشد.  

  • اگر نسبت به آینده و تمام اتفاقات خوبی که با خود به همراه دارد امیدوار باشید، احتمال موفقیت شما بیشتر خواهد شد. افراد خوشبین و امیدوار روابط عمیقتری با دیگران برقرار می کنند و به سمت فرصت های غیر محتملی حرکت می کنند که افراد واقع بین از آنها پرهیز می کنند.
  • وقت گذراندن با افراد خوشبین و امیدوار راه خوبی است برای آنکه حس امیدواری را در خودتان تقویت کنید. اگر تمام افراد پیرامون شما حس ناامیدی را در شما تقویت کنند دیگر چگونه می توان امیدوار بود.
4
قدر خود را بدانید.

به یاد داشته باشید که شما فرد ارزشمندی هستید که داشته های بسیاری برای عرضه دارید. شاید یک مادر مهربان، یک آموزگار دلسوز، یک دانش آموز یا دانشجوی با استعداد یا یک دوست واقعی که هرگز عزیزان خود را تنها نخواهد گذاشت. شاید بسیاری وابسته به کاری باشند که شما اکنون انجام می دهید یا شاید در آینده قادر به انجام دادنش باشید. تمام توانایی های مثبت خود را هرچه که هست به خود یاد آور شوید و برای بهترین هایی که می توانید به دنیا عرضه کنید تلاش کنید.

  • تلاش شما شاید حاصلش برای دیگرانی دلگرم کننده باشد، شاید حتی برای لحظه ای کوچک آنها را خوشحال کند. شاید برای روشن کردن چراغ امید در دلها این شما هستید که باید جرقه های اولیه را بزنید. شاید بی آنکه بدانید زندگی درس هایی برایتان دارد که تا آنها را نیاموزید آینده ای که در انتظارش هستید دست نیافتنی خواهد بود.
  • لیستی تهیه کنید از 5 توانایی برتری که در خود سراغ دارید یا در حال بدست آوردنش هستید. چگونه می توانید این توانایی ها یا مهارت ها را به نفع خود به کار بگیرید؟
  • اگر خودتان به خودتان باور نداشته باشد دیگر نباید از دوستان، خانواده، مخاطب خاص یا دیگر افراد انتظار داشته باشید که به شما باور داشته باشند.
5
لذت بردن از زندگی را فراموش نکنید.

لذت بردن از زندگی و خوشگذرانی چه ارتباطی با یک برنامه ریزی تازه، دستیابی به اهداف و جلوگیری از ناامیدی های آینده دارد؟ خب این موضوع به نوع نگاه شما به زندگی و تعریف شما از موفقیت بستگی دارد. هدف در زندگی هرچه که هست آنچه که واقعا به دنبالش هستیم در نهایت حس خوشایند شادمانی و احساس خوشبختی است. این حس خوشایند شادمانی در شما ایجاد نخواهد شد مگر آنکه یاد بگیرید چگونه از زندگی لذت ببرید. وقتی که بیاموزید از تمام فراز و نشیب های زندگی در راه رسیدن به هدف لذت ببرید دیگر سختی های راه تنها موانع کوچکی هستند که لذت پیروزی و موفقیت را برای شما دوچندان می کنند. چالش هایی که زندگی شما را از یکنواختی خارج می کنند  و حس سرزندگی را در شما ایجاد می کنند.

نکته ها: 
  • یک روش کلیدی برای جلوگیری از احساس ناامیدی این است که انتظارات خود را از دیگران و نتایج مورد نظر احتمالی کاهش دهید. به خودتان گوشزد کنید که تنها کسی که وظیفه دارد شما را خوشحال نگه دارد خود شما هستید. زمانی که با تمام وجود این موضوع را درک کنید دیگر پدر و مادر، دوستان یا همسر خود را برای آنچه به دست نیاورده اید سرزنش نمی کنید.