چگونه خودمان باشیم؟

Hossein Ghahramani's picture
گردآوری و ترجمه
حسین قهرمانی

حتما شما هم بارها این جمله را شنیده اید: "خودت باش". اما چه معنایی می تواند پشت این جمله ساده و در عین حال مبهم قرار گرفته باشد؟ همه می دانیم که مشکلی وجود دارد، و باید رفع شود. اما مشکل دقیقا چیست و چگونه می توان آن را حل کرد؟ در ادامه مطلب به این موضوع خواهیم پرداخت.

گام های مقاله
1
خودتان را پیدا کنید و با استفاده از کلمات خود را تعریف کنید.

"اسکار وایلد" شاعر و نویسنده معروف ایرلندی، با همان زیرکی و شوخ طبعی همیشگی در جایی گفته است: "خودتان باشید؛ دیگران از پیش جای خود را گرفته اند". هرچند به طنز اما تمام حقیقت در همین جمله ساده گنجانده شده است. شما نمی توانید خودتان باشید، مگر اینکه، در ابتدا تمام آنچه که هستید را بپذیرید و درک کنید. این باید اولین هدف شما برای شروع باشد. کمی وقت صرف کنید تا بتوانید گوهر درونی وجود خود را کشف کنید. برای رسیدن به این هدف، با خودتان رو راست باشید و ببینید که چه چیز هایی را واقعا دوست دارید و از چه چیز هایی بیزار هستید.
نگاهی بیندازید به جنبه های مختلف زندگی و تمام انتخاب هایی که پیش روی شما قرار دارد. با سعی و خطا، به حس واقعی و درونی خود نسبت به تمام این انتخاب های موجود رجوع کنید. اگر حس واقعی شما یک انتخاب را رد می کند یا انتخاب دیگری را می پذیرد، شما هم از همان حس پیروی کنید و آنرا حقیقت وجودی خودتان بدانید.

  • برای مثال اگر یک حس درونی شما را به سمت فیلم های کمدی، آهنگ های شاد و رقص و پایکوبی می کشاند، به هر دلیلی نسبت به آن مقاومت نشان ندهید. حقیقت وجودی شما با این واژه تعریف می شود: شاد! شما شخص شادی هستید و هرگونه مقاومتی شما را از خودتان و آنچه که هستید دور می کند.
  • هنگام کشف ارزش های حقیقی خودتان، ممکن است بعضی از ویژگی ها کاملا با شخصیت شما در تضاد باشد. اما هنگام سعی و خطا، تمام ویژگی های متفاوت شخصیتی در فرهنگ ها، مذاهب، افراد مشهور، بزرگان و غیره را در نظر بگیرید و آنها را با شخصیت حقیقی خودتان بسنجید. ببینید که کدامیک از این ویژگی ها واقعا با شخصیت شما همخوانی دارند. 
2
در گذشته گیر نکنید و مانع رشد خود نشوید.

یکی از برداشت های غلط، از این موضوع (که باید خودمان باشیم) این است که تصمیم بگیریم خود را براساس یک دوره زمانی خاص تعریف کنیم.  شما تمام زندگی خود را همچنان صرف بودن شخصی در گذشته می کنید که سالها پیش بوده اید؛ درحالی که شخصیت واقعی شما با گذشت زمان رشد می کند و وارد مراحل جدیدی می شود. به خودتان اجازه رشد کردن، شکوفا شدن و بلوغ بیشتری بدهید. ناملایمات و اشتباهات گذشته را پشت سر بگذارید و آنها را رها کنید. 
سعی کنید تمام اشتباهات و انتخاب هایی که تا کنون داشته اید را بپذیرید و به این باور برسید که گذشته دیگر، درگذشته است. تمام تصمیماتی که گرفته اید و هر آنچه که بوده اید، با توجه به شرایط و اتفاقات آن زمان شکل گرفته اند و اکنون، دیگر دست از سرزنش کردن خود بردارید، از اشتباهات خود درس بگیرید و با دانستن این مطلب که تمامی ناملایمات گذشته شما را به فرد قویتری بدل کرده است، به رشد شخصیتی خود ادامه دهید.

  • به آدمهای اطراف خود که با افتخار می گویند با 16، 26 یا 36 سالگی خود تفاوتی نکرده اند، دقت کنید. آیا افرادی انعطاف پذیر، آسانگیر و شاد هستند؟ معمولا نه؛ این افراد دائما درگیر این موضوع هستند که مبادا تغییری در آنها رخ ندهد و بنابراین توانایی قبول ایده های جدید، درس گرفتن از دیگران و رشد کردن برایشان سخت است. ممکن است به اشتباه فکر کنند که تمام سعی آنها بر این است که "خودشان باشند" اما  تنها خود را برده گذشته ای کرده اند که می بایست سالها پیش رهایش می کردند. رشد کردن به لحاظ شخصیتی در هر دوره و مرحله ای از زندگی، برای رسیدن به خودِ حقیقی، سلامت احساسات و بلوغ فکری، امری ضروری است. 
3
نگرانی از اینکه دیگران درمورد شما چه فکر می کنند را متوقف کنید.

بعضی ها از شما خوششان می آید و بعضی دیگر هم نه. تقریبا غیر ممکن است که خودتان باشید و در عین جال به این فکر کنید که "آیا دیگران فکر می کنند من آدم بامزه ای هستم؟ آیا او فکر می کند که من خیلی چاقم؟ آیا به نظر آنها من احمق هستم؟ آیا من به اندازه کافی باهوش، معروف یا با مزه هستم که بتوانم با آنها دوست شوم؟"
برای اینکه بتوانید خودتان باشید، باید خود را از تمامی این نگرانی ها رها کنید و اجازه دهید که شخصیت شما و آنچه که هستید آزادانه جریان پیدا کند.
به هر حال، حتی اگر خودتان را به خاطر خوشامد عده ای تغییر دهید، باز هم ممکن است عده ای دیگر طرز رفتار جدید شما را نپسندند و شما به جای اینکه روی توانایی ها و استعداد ها خود تمرکز کنید و آنها را بهبود ببخشید، تا ابد گرفتار سیکل معیوبی می شوید که در آن دائما باید به فکر خوشامد دیگران باشید و مدام ماسک عوض کنید.
اینکه بخواهید همه را راضی نگه دارید و همیشه به دنبال عشق و احترام دیگران باشید، در نهایت به  رشد شخصیتی و اعتماد به نفس شما صدمه می زند. چه کسی به حرف دیگران اهمیت می دهد؟ همانطور که الینور روزولت گفته است: "هیچ کس نمی تواند احساس حقارت را در شما به وجود آورد، مگر اینکه شما این اجازه را به او بدهید". چیزی که مهم است این است که به ندای درونی خود گوش دهید و اگر احساس ضعف و عدم اعتماد به نفس می کنید، باید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. 

  • آیا این به این معنی است که نظر هیچ کسی در زندگی اهمیت ندارد؟ جواب منفی است. باید به نظرات دیگران اهمیت داد اما نباید به دیگران اجازه داد که نظراتشان را به ما تحمیل کننن. نباید اجازه داد که نظزات منفی دیگران نسبت به ما به هر دلیلی در ما رسوخ کند. بهتر است به نظرات افرادی توجه کنید که خیرخواه شما هستند و دلسوزانه بدور از هرگونه غرض ورزی نظر خود را برای بهبود شخصیت ما بیان می کنند و قبول نظراتشان را به ما واگذار می کنند.
  •  این مطلب را در نظر بگیرید که نظر یک فرد تنها به این دلیل که صلاح شما را می خواهد، لزوما درست نیست. اجازه ندهید که دیدگاه شخصی دیگران مسیر زندگی شما را به اشتباه تغییر دهد حتی اگر با تمام وجود خیر و صلاح شما را بخواهد. به جای تکیه بر احساسات، بر قدرت تعقل خود تکیه کنید.
  • تحت تاثیر جو حاکم و فشار های منفی اجتماعی نظر خود را تغییر ندهید. اگر به درست بودن چیزی باور دارید نباید از فشار نادرست جو حاکم بترسید و خودتان را بر آن اساس تغییر دهید. حداقل کاری که می توانید بکنید این است که با احترام کامل به باور خود سکوت کنید و آن جو منفی را ترک کنید. برای مثال دروغگویی، تملق و چاپلوسی، بی احترامی به دیگران، دزدی، رشوه خواری و پایمال کردن حقوق افراد و آسیب رساندن به دیگری به هر نحوی و در هر شرایط زمانی و مکانی همواره غلط است. اگر نمی توانید شرایط را تغییر دهید، دلیل نمی شود که خودتان را تغییر دهید. بهترین کار این است که آن جامعه مسموم را ترک کنید. این جامعه می تواند یک جامعه کوچک مانند محیط تحصیلی یا کاری باشد و یا می تواند به وسعت یک شهر یا یک کشور باشد.
  • تفاوت بین نیش و کنایه، تهدید و تمسخر را از نظرات خیرخواهانه تشخیص دهید. تفاوت انتقاد های سازنده از انتقاد مخرب می تواند از زمین تا آسمان باشد. به این معنی که پیروی از یکی شما را به عرش می رساند و پیروی از دیگری شما را به زمین خواهد کوبید. دلایلی مانند حسادت و دشمنی باعث می شود که فردی در لباس یک دوست، از پشت مانند یک دشمن به شما خنجر بزند. بهترین راه این است که همواره از خانواده و از دوستان قدیمی و قابل اعتماد خود مشورت بگیرید و در این بین همواره بر قوه تعقل خود تکیه کنید و درگیر احساسات و همچنین تلقینات پوچ دیگران نشوید.
4
با خودتان صادق و رو راست باشید.

چه چیزی برای پنهان کردن وجود دارد؟ همه ما دارای نواقصی هستیم و همواره سعی می کنیم رشد کنیم و به انسان بهتری بدل شویم. اگر به هر دلیلی در مورد جنبه ای از وجود خود احساس خجالت و عدم اطمینان می کنید و چه به لحاظ فیزیکی یا شخصیتی احساس می کنید که باید آن قسمت از وجود خود را پنهان کنید، باید طرز فکر خود را تغییر دهید.
به جای انتخاب واژه هایی مانند "عیب"، "ایراد" و یا "نقص" برای تعریف آن قسمت از وجودتان که شما را آزار می دهد، واژه بهتری پیدا کنید مانند "ویژگی منحصر به فرد" یا به سادگی آن را به عنوان کاستی های طبیعی و وجودی خود بپذیرید. با خودتان صادق باشید اما بی جهت خودتان را سرزنش نکنید. این طرز تفکر را در مورد دیگران نیز به کار ببرید و انتظار نداشته باشید که همه چیز و همه کس کامل و بی نقص باشند. بین نگاه صادقانه و نگاه منتقدانه تفاوت وجود دارد؛ هنگام انتخاب واژه ها برای تعریف خود و دیگران، باید یاد بگیرید که مراقب طرز گفتار خود باشید.
 

  • هنگام بحث کردن با خودتان یا دیگری، از یک تاکتیک به خصوص استفاده کنید: "اعتراف به نواقص و کاستی ها!" با قبول اشتباهات و نواقص خود، بلافاصله ادامه بحث و جدال در مورد این موضوع با خودتان یا دیگری، بیهوده به نظر می رسد و برعکس انکار واقعیت، جدال بی پایانی را بین شما و دیگران رقم خواهد زد. پذیرش و اعتراف به کاستی ها، مزیت دیگری نیز دارد و آن این است که بعد از آن، به جای فرار از واقعیت، سعی می کنید آن کاستی ها را تا جای امکان بپذیرید یا برطرف کنید.
  • اگر می خواهید صادق باشید باید علاوه بر دیدن کاستی ها و نواقص، نقاط قوت و در واقع نیمه پر لیوان را نیز ببینید. در غیر این صورت نگاه شما به قضیه کاملا صادقانه نخواهد بود. هنگام انتقاد کردن، ابتدا نقاط قوت هر چیزی را مطرح کنید و سپس با لبخند، صداقت و ملایمت انتقاد خود را مطرح کنید. اگر هدف شما از مطرح کردن انتقاد، برطرف شدن آن کاستی ها است، این روش دوستانه ترین و صادقانه ترین نوع مطرح کردن انتقاد، چه نسبت به خود و چه نسبت به دیگری است؛ یک نقد صادقانه و سازنده. 
5
ریلکس باشید.

نگرانی و اضطراب را کنار بگذارید. شما چیزی برای پنهان کردن ندارید و به اندازه هرکس دیگری حق دارید که در هر لحظه و هر مکانی بدون اینکه آزادی دیگری را سلب کنید، خودتان باشید و لذت ببرید. ممکن است کسی طرز نشستن، ایستادن، خندیدن و لباس پوشیدن شما را نپسندد؛ خب این مشکل خودش است و ربطی به شما ندارد.
  اگر در حضور عده ای اشتباهی از شما سر زده است که باعث خنده همه شده، خب حتما قضیه خنده دار بوده است؛ چرا خود شما به این قضیه نخندید؟ دست و پای خود را گم نکنید. اگر باعث آزار کسی شده اید از او عذر خواهی کنید و در صورت لزوم خسارت را بپردازید. به همین سادگی! یک خاطره جالب که می توانید برای دوستان خود تعریف کنید. 

6
به گونه ای با خود رفتار کنید که با بهترین دوست خود رفتار می کنید.

دوستان و نزدیکان از جایگاه ویژه ای در زندگی ما برخوردارند. بسیار خوب، اما چه کسی از خود شما به شما نزدیک تر است؟ برای خودتان همان ارزش و احترامی قائل شوید، که برای با ارزش ترین افراد زندگیتان قائل هستید. اگر مجبور بودید که روزی را با خودتان به تنهایی بگذرانید، بهترین، باحالترین، باصفاترین و خوشایندترین فردی که می توانستید باشید را (در حالی که "خودتان باشید") چگونه توصیف می کردید؟ بهترین ورژن شما چگونه می تواند باشد؟ این ایده را با تمام وجود باور داشته باشید و به عنوان نقطه شروع به کار بگیرید. خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید.

  • نسبت به خودتان مسئولیت به خرج دهید و روی عزت نفس خود کار کنید. اگر کسی نیست که به شما گوشزد کند که چقدر با ارزش هستید، خودتان این موضوع را مدام به خود یادآوری کنید که فردی ویژه، شگفت انگیز و با ارزشی هستید. هنگامی که واقعا به این باور برسید، دیگران نیز این انرژی برخواسته از اعتماد به نفس شما را دریافت و بی درنگ این باور را تائید خواهند کرد. 
7
هویت خود را بپرورانید و آن را بی پروا ابراز کنید.

نحوه به خصوص نشستن، ایستادن، لبخند زدن، طرز صحبت کردن و یک سبک و استایل خاص، هر آنچه که هست، همگی هویت شما را تشکیل می دهند و باید به آن افتخار کنید. اگر از جاده اصلی منحرف شده اید و اگر در خلاف جهت آب شنا می کنید، باید بدانید راه های رسیدن به خودتان هیچ ارتباطی به راه های متفاوتی که ممکن است دیگران انتخاب کنند، ندارد. به جای اینکه "گونه ای مشابه از تعداد بی شماری باشید" سعی کنید که یک "شخصیت منحصر به فرد" یا بهتر بگوییم "خودتان" باشید.
هرچه که از تقلید و دنباله روی دیگران دور شوید و به علایق خود، بیشتر نزدیک شوید، شخصیت منحصر به فرد خود را بهتر پیدا می کنید و هرچه هویت و شخصیت خود را بهتر ابراز کنید، موفقیت بیشتری برای ایجاد رابطه با کسانی پیدا می کنید که اینگونه شخصیت شما را می پسندند.

  • پنهان کردن شخصیت اصلی یا ابراز چیزی غیر از آنچه که هستید، در نهایت باعث می شود کسانی را به به خود جذب کنید که رابطه ای با شخصیت اصلی شما برقرار نمی کنند و در نتیجه رابطه عمیقی نیز برقرار نخواهد شد. لقمه ای را با زحمت به دور سر خود چرخانده اید و عاقبت نیز چندان دلچسب نبوده است. بهتر این است که در عوض خودتان را پیدا کنید، شخصیت و هویت واقعی خود را بی پروا ابراز کنید و ارتباط بسیار عمیق تری را با افرادی برقرار کنید که شبیه به شما فکر می کنند و تمام آنچه که واقعا هستید را می پسندند.
8
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.

اگر همواره تمام سعی شما بر این است که کسی باشید که در واقع نیستید، باید بدانید که با این رویه هیچگاه خوشحال و راضی نخواهید بود. این قضیه از آنجا شروع می شود، که شما خودتان را با دیگران مقایسه می کنید و این آغاز گامی است در یک سراشیبی لغزنده. شما تنها ظواهری را می بینید که تبلیغات تجاری برای عموم به تصویر می کشند، اما قادر نیستید از پس این دنیای پر زرق و برق و ساختگی دنیای واقعی این افراد را ببینید. با مقایسه خودتان با آنها، بیش از اندازه به آن تصویر ترسیم شده اعتبار و بها می دهید و ارزش خودتان را بر اساس یک توهم تو خالی پایین می آورید. اشتباه نکنید، قصد نداریم که زیبایی را کم ارزش جلوه دهیم؛ قصد ما این است که به شما بفهمانیم، تنها یک تعریف به خصوص از زیبایی وجود ندارد.

  • زیبایی در یک تعریف به خصوص و واحد جای نمی گیرد. تنها تعریفی که شاید بتوان از زیبایی داشت اینگونه است: "زیبایی، یک هماهنگی است بین اجزای مختلف یک چیز." درست مثل یک قطعه موسیقی، هرگونه ترکیب هماهنگی بین نتهای موسیقی، زیبا است؛ اما خوشبختانه به دلیل سلایق گوناگون افراد، هرکس ممکن است سبک خاصی از موسیقی را بپسندند.
  • اینکه بخواهید ناهماهنگی های ظاهری خود را رفع کنید شاید منطقی به نظر برسد، اما اینکه بخواهید خودتان را تغییر دهید و شبیه شخص دیگری شوید، با توجه به تمام آنچه تاکنون گفته شد، به هیچ وجه منطقی نیست.
  • جذابیت اهمیت بسیار بیشتری نسبت به زیبایی دارد. زیبایی در واقع تنها یکی از فاکتور هایی است که در خدمت جذابیت یک فرد قرار می گیرد. حتما خود شما هم با افراد بسیاری برخورد کرده اید که چندان زیبا نیستند اما فوق العاده جذابند. این جذابیت از فاکتورهای دیگری مانند، اعتماد به نفس، زبان بدن (Body Language)، طرز صحبت کردن، تحصیلات، استعداد هنری، شوخ طبعی و غیره نشأت می گیرد. پس تنها به فاکتور زیبایی ظاهری تکیه نکنید.
  • با خودتان منصف باشید. گاهی زیاده روی در مقایسه باعث می شود که یک سیب را با یک پرتقال مقایسه کنیم. برای مثال به تازگی فیلمنامه نویسی را شروع کرده ایم اما خود را با یک نویسنده و تهیه کننده مطرح هالیووودی مقایسه می کنیم. نتایج سالها تجربه و تلاش شبانه روزی را با خودمان مقایسه می کنیم. واقع بین باشید و به جای مقایسه، دیگران را الگوی خود قرار دهیم و با الهام گرفتن از آنها برای خودمان ایجاد انگیزه کنیم.
  • خودتان را با خودتان مقایسه کنید. توانایی های شما در لحظه تغییر می کنند و باید تمام تلاش خود را به کار ببرید که در هر لحظه از لحظه پیش بهتر شوید. اگر با مقایسه حال و گذشته خود به این نتیجه رسیدید که هیچ پیشرفت قابل ملاحظه ای نداشتید و حتی شاید پسرفت کرده باشید، آنگاه حق دارید که خودتان را سرزنش کنید و دوباره با قدرت به سوی جلو گام بردارید.
  • مقایسه کردن، باعث رنجش می شود. کسی که تمام وجودش را ضعف حاصل از این رنجش ها فرا گرفته باشد، قادر به تمرکز بر روی مفهوم عبارت "خودت باش" نخواهد بود چون دائما درگیر تعقیب فرد دیگری است. 
9
صبور باشید.

اینکه به یکباره تصمیم بگیرید که خودتان باشید ممکن است از دید دیگران کمی عجیب به نظر برسد و برای اینکه هم خودتان و هم دیگران به این قضیه عادت کنید، به کمی گذشت زمان نیاز دارید. در نهایت برای دیگران هیچ چیز بهتر از این نیست که با فردی باشند که هیچ ماسکی به چهره ندارد و فقط خودش است.  

نکته ها: 
  • "خودت باش" به این معنی نیست که "خودخواه باش". گاهی از روی احترام و گاهی برای شاد کردن دل دیگران باید روی علایق و خواسته هایمان پا بگذاریم و چیزی را تجربه کنیم یا کاری را انجام دهیم که مورد علاقه ما نیست. 

  • در محیط کاری باید دستورات مافوق خود را انجام دهید حتی اگر خوشایند شما نباشد و همچنین در محیط تحصیلی نیز باید تابع مقررات و سرفصل های تعیین شده باشید. اگر به هر دلیلی این شرایط را نمی پسندید، بهتر است محل کار، دانشگاه یا رشته تحصیلی خود را تغییر دهید.